آبی مثل آسمان
خداحافظ همين حالا

ذهنم آشفته است. باید به مشغله های ذهنی ام سر و سامان دهم.

به سکوت احتیاج دارم. شاید هم یک سفر به درون خودم.

نمیدونم دوباره کی برخواهم گشت.

با عرض پوزش و تشکر از همراهان وبلاگ (آبی مثل آسمان).

فعلا خداحافظ .

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

فصل دوست داشتنی من پاييز

وقتي برگ هاي خشك پاييزي را زير پاهايت له مي كني ، يادت باشد كه روزي نه چندان دور آنها بی مزد و منت به تو نفس هديه مي كردند.

و من چه ناجوانمردانه دوست مي دارم صداي خش خش برگ ها را وقتي زير سنگيني قدم هايم  ، بي رحمانه خرد مي شوند.

پاييز را دوست دارم

كيمياگري كه طبيعت را طلا مي كند و مرا غرق در لذت تماشاي آن.

پاييز اگر نباشد ، بهارمعنايي نخواهد داشت.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

کيف کفش ساعت ............نشانه شخصيت شماست!

 

حتما توجه كرديد كه برخي افراد خيلي روي ظاهرشون حساسيت دارند ،آن هم حساسيت از نوع  Brand. حاضر هستند بالاترين قيمت هارا بپردازند براي اين كه لباسهايي بپوشند يا كيف و كفشهايي استفاده كنند  كه اصطلاحا ماركدار باشند. چون معتقدند كه اين كار براشون تشخص مي آورد و اين طوري مورد توجه ديگران   قرار مي گيرند.

 

 

البته حق هم دارند . من خودم بارها كساني را ديدم كه طرف مقابلشون را از روي مارك كيف و كفش و عينك دودي........ ارزيابي مي كردند و تنها با نگاه به ظاهر اين افراد قيمت شون ( ببخشيد شخصيت شون) را تخمين مي زدند.

البته من اصلا قصد توهين به كسي را ندارم. بالاخره هر كس برا خودش عقيده اي داره. اصلا يكي پول زياد داره  و دوست داره هر طور كه مي خواد پولشو خرج كنه. از طرفي شيك پوشي و استفاده از لباسهاي ماركدار و گران قيمت هم هيچ منافاتي با شرع و عرف نداره. حتي در روايات آمده كه پيامبر اسلام هم گران ترين كالايي كه خريداري مي كردند مربوط به عطرشون بوده.

 

 

 

 انتقاد من به شخصيت آفريني اين مسئله است.

آخه چطوري كفش و كيف و . . . . . براي آدم شخصيت مي آورند. اينا رو اون كمپاني هايي به خورد من و شما مي دن كه بتونن اجناسشون را به واسطه يك نام يا Brand نه فقط به خاطر كيفيت بلكه با استفاده ازحربه ی تبليغاتي ..... نشانه  شخصيت شماست! به هر قيمتي به فروش برسونند.

اگر قرار باشد كه شخصيت انسان به استفاده از اين اجناس Brand دار باشد پس لابد تمام انسان هايي كه قدرت خريد چنين محصولاتي را ندارند محكوم به بي شخصيتي اند.

 

 

آنچه معرف شخصيت واقعي ماست طرز صحبت کردن ،‌رفتارکردن و به طور کلي نحوه و چگونگي ارتباطات ماست.

شخصیت هم از جمله مواردی است که به واسطه کیفی بودن ماهیتش باپول و مادیات نمیشه براش ارزشی تعیین کرد.

گاهي معيارهاي ما نياز به بازنگري دارند.

 

-------------------

پی نوشت:

عید سعید فطر بر شما مبارک. بهانه های در خونه خدا رفتنمون قبول و مستدام.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

نگاهش

نگاهش کرد ٬ پنداشت دوستش دارد.

نگاهش کرد ٬ در نگاهش هزاران شور عشق را خواند.

نگاهش کرد٬ دل به دلش بست.

نگاهش کرد . . . . . . . . . . . .

اما بعد ها فهميد كه او فقط نگاهش مي كرد.

دوستي داشتم كه اسير همين نگاه شد . يكي دوسال هم با روياهايش زندگي كرد.

اما سرانجام به اين نتيجه رسيد كه علاقه يك طرفه محكوم به فراموشي است.

مراقب نگاه هايمان باشيم .قطعا پيشگيري بهتر از درمان است.

-----------

پي نوشت :

1 –در اينجا منظور من علاقه اي است كه فرد به تنهايي درگير آن مي شود. هر چند آغاز چنين عشق هايي هم هميشه با نگاه نيست. اما نظربازي اولين و ساده ترين در ورودي علاقه است كه چون تضميني براي مشترك بودن ( يا مشترك شدن) آن احساس وجود ندارد  و مشروعيت اش هم جاي بحث دارد لذا به تابلوي ورود ممنوع احتياج پيدا ميكند.

2- گمان نمي برم در دنياي امروز كسي باشد كه بپذيرد مجنون وار غم عشق و بي وفايي ليلي اش را تا آخر عمر بر دوش بكشد و با خاطرش سركند. بياييد روراست باشيم. همه خواهان علاقه دوطرفه اند. پيامد گرفتار شدن به چنين عشقي صرف نظر ازلذت ذهني و خيالي كوتاه مدتش ، افسردگي و ناراحتي روحي طولاني مدت است. مخصوصا براي دخترها كه در اين زمينه آسيب پذير ترند.

3- من مخالف عشق و عاشقي نيستم . بلكه نگاه را راه مناسبي براي ورود( نه تداوم) در اين مقوله نمي بينم و تمام اين حرف ها را هم در مورد عشق زدم نه هوس و هيجاني زودگذر نشات گرفته از شور و حال جواني. اشتباه گرفته نشود.

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

اگر امروز دیروز بود..........

اگر باور کنیم که حتی بهترین تصمیماتی که در زندگیمان می گیریم وابسته به نهایت دانش و تجربیاتی ست که در آن لحظه داشته ایم؛ و اگر همزمان بپذیریم که دانش و تجربه مان در هر لحظه، نسبت به گذشته کاملتر و نسبت به آینده ناقص است، آن وقت اگر به فرض از نتایج تصمیماتی که باب دلمان نبوده ناراحت باشیم، دیگر "پشیمان" نخواهیم بود. چون در آن صورت اگر به گذشته برگردیم و اگر خودمان را همان طوری که بودیم و با همان اطلاعاتی که در آن موقع داشتیم قبول کنیم، باز همان کاری را می کردیم که یک بار کردیم. هزاربار هم برگردیم همان "یک" کار را می کنیم!

ادامه اش را اینجا بخوانید.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

سجده انسان را از بيماری ها حفظ می کند

بر اساس تازه‌ترين پژوهش‌هاي علمي سجده كردن انسان را از بيماري‌هاي روحي، جسمي و هم‌چنين سرطان حفظ مي‌كند.
در دوره حاضر كه انسان از هر جهت در معرض الكترومغناطيس‌ها قرار دارد و هم‌چنين نياز انسان به تخليه اشعه‌هاي زائد وجود دارد، دريافته شده كه تخليه اين اشعه‌ها از طريق سجده كردن صورت مي‌گيرد. 
براساس يافته‌هاي موجود هر اندازه كه محور طولي انسان كاهش يابد ميزان در معرض اشعه‌هاي الكترومغناطيسي قرار گرفتن او نيز كم مي‌شود. 
در زمان سجده كردن هم محور طولي انسان و هم به دنبال آن ميزان تاثيرگذاري الكتريسيته‌ها كم مي‌شود و سپس عمل تخليه از طريق تماس پيشاني با زمين صورت مي‌گيرد، البته در زمان سجده به دليل آنكه ديگر نقاط بدن هم با زمين ارتباط مي‌يابند عمل تخليه آسانتر انجام مي‌شود و انسان از بيماري‌هاي روحي، جسمي و حتي سرطان در امان مي‌ماند. 
شيوه درست تخليه الكتريسيته‌ي بدن به همان شيوه‌اي است كه انسان در زمان نمازگذاردن دارد و به سوي مكه نماز مي‌خواند، چرا كه اين حالت بهترين حالت است و شخص احساس آرامش و راحتي بيشتري خواهد داشت .

-----------------------

پی نوشت :

۱ - مطلب بالا را اینجا خواندم.

۲ - شب های احیا التماس دعا

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۸ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

مردی مثل هيچ کس

پسر دوم خانواده بود. پدرش جوراب بافي داشت. وقتي رفت مدرسه البرزخوب درس مي خواند .ديدند درسش خوب است گفتند نمي خواهد شهريه بدهد.احساس خوبي كرد. چندسال بعد دانشگاه قبول شد ، بعد هم بورس گرفت و رفت آمريكا. فيزيك پلاسما خواند و توي يك آزمايشگاه بزرگ كار گرفت. زندگي نسبتا خوبي داشت.

به خاطر سخنراني ها و فعاليت هاي سياسي ، دولت بورسش را قطع كرد. چه اهميتي داشت؟

انجمن اسلامي راه انداخت و سعي كرد هر كاري از دستش بر مي آيد براي ايران انجام دهد. يك سال شايد بيشترهم فكر كرد ( جاي چي خاليست؟)

تازه با امام موسي صدر آشنا شده بود كه 15 خرداد 42 شد و زدند و مردم را قتل عام كردند. سخنراني سياسي فايده اي نداشت. مي گفت بايد اسلحه دست بگيري و بجنگي ديگر كار با حرف زدن پيش نمي رود.

همه چيز را رها كرد و رفت لبنان . مدرسه جبل عامل جايي بود كه بچه ها شيفته پدرشان بودند چه موقع تمرين هاي نظامي چه موقعي كه مي رفتند و زباله هاي شهر را جمع مي كردند.آنجا بود كه غاده او را ديد ، عاشق مدير مدرسه بود آن قدر كه زندگي پر ناز ونعمتش را رها كرد وآمد در همان مدرسه ٬ بعد هم با هم آمدند ايران.

حمله عراق كه شروع شد هنوز اوضاع كشور آشفته بود. مي گفت بايد جنگ نامنظم را شروع كرد تا نيروهاي سازماني سر و سامان بگيرد.

فرداي روزي كه از پيش امام آمد ، رفت ايلام. بعد از نماز ظهر تير اندازي و پرتاب نارنجك ها را به نيروها ياد داد. كردستان ، پاوه ، غرب ، جنوب فرقي نداشت.جنگ واقعيت بزرگي بود بدون تشكيلات، بدون سلاح، بدون پشتيباني ، بدون غذا و از آن بزرگتر و واقعيتر دكتر و نيروهايش بودند كه كارهاي غير ممكن مي كردند.

 

آن شب آمد پيش غاده و گفت اجازه بدهيد من فردا شهيد شوم. غاده چه بگويد، عاشق مردي بود كه همه عاشقش بودند و حالا آمده بود و گرمتر ازهميشه مي گفت وقت رفتن است.

فردا وقت خداحافظي با همه روبوسي كرد.

توي دهلاويه تند تند يه چيزهايي نوشت تا برسند و وقت رفتن برسد.

مي گويند چمران مثل هيچ كس نبود مثل هيچ كس هم زندگي نكرد.

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

عمق فاصله

برج سفيد را مي شناسي؟ همام برج معروف خيابان پاسداران.

رستورانش را چطور؟ تا حالا به آنجا سر زدي.

يه شام رويايي در يك رستوران حسابي دور از زمين، نزديك تر به ستاره ها ، كنار آدم هاي شاد و بي دغدغه بايد خيلي لذت بخش باشه.

البته مطمئنا بايد جيب ها يا حساب بانكي ات پر پول باشد تا بتواني در چني مكاني غذا بخوري.

منوي اين رستوران را در جايي ديدم. برق از سرم پريد.

بد نيست شما هم نگاهي به برخي از غذاها و قيمت هاشون بيندازيد.

خاويار درياي خزر با اردور.............122000 تومان

استيك شتر مرغ.......................18450

بشقاب دريايي..........................21850

لابستر مخصوص........................36500

صدف سبزيجات........................22500

قزل آلا....................................24850

چند روز پيش از شروع ماه مبارك رمضان زني را در خيابان ديدم كه جورا ب فروشي مي كرد. با التماس از مردم مي خواست كه از او جوراب بخرند. شنيدم كه زير لب زمزمه مي كرد : تو رابه خدا بخريد. بچه هام گرسنه اند.

ماه رمضان هم آمد ، ماه خدا، ماه روزه.

اگر از هركدام از ما بپرسندكه براي چي روزه مي گيريد؟ با اطمينان جواب مي ديم : خب معلومه ، براي عبادت ، براي خودسازي.

واكثرا فراموش مي كنيم كه روزه كنار خودسازي يه جور ياد آوري هم هست.

وقتي روزه اي ، موقعي كه گرسنگي بد جور بهت فشار مياره . خودت را در موقعيت اون زني ببين كه گرچه خودش گرسنه است اما بهش اهميت نميده و درد گرسنگي فرزندانشه كه بيشتر از هر چيز اذيتش ميكنه.

شايد روزه بهمون كمك كنه كه فراموش نكنيم ، عمق فاصله اي را كه متاسفانه در جامعه مان روز به روز بيشتر ميشه.

شايد به ياد بياريم ، شايد بفهميم ، شايد حركتي كنيم.........................مخصوصا در اين ماه مبارك.

عباداتتون قبول حق.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٦ - آسمان

قيف و قير



از ابتداي تابستان و زمان انتخاب واحد براي ترم پاييز، چنين مقرٌر كرده بودندكه شروع كلاس هاي درس سال تحصيلي 87-86 بيستم مهر ماه باشد.
اما به دليل عدم آمادگي برخي از دانشگاه ها براي آغاز به كار در تاريخ تعيين شده، شروع سال تحصيلي به رسم هر ساله به همان اول مهر ماه بازگشت.
شيوه اطلاع رساني هم كه عالي بود!
من طي تماسي كه چند روز قبلش با آموزش دانشكده داشتم به طور اتفاقي از موضوع مطلع شدم و به ديگر دوستانم خبر دادم.
نمي دونم بقيه چطور خبردار شدند.
گويا در اين فقره هم قيرش بوده ولي قيفش آماده نبوده ( اشاره به حكايت معروف جهنم ايراني ها )
متا سفانه جاي تعجبي هم ندارد. ديگر عادت كرديم.


پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٦ - آسمان

هتل صخره اي كندوان

هتل صخره‌اي كندوان، در دامنه رشته كوه‌هاي سهند در آذربايجان شرقي فرصت جديدي را براي گردشگران پديده آورده است.

اين هتل منحصر به فرد در نوع خود همزمان با روزهاي پاياني سال 85در روستاي كندوان به بهره برداري رسيد.

هتل صخره‌اي كندوان كه نخستين نوع از هتل‌هاي "بوتيك " كشور محسوب مي‌شود، با مجموعه‌اي از سوئيت‌هاي كله‌قندي و سنگي خود، محملي براي آشتي دادن انسان با محيط زيست پيرامون خود است.

روستاي كندوان پيش از افتتاح هتل صخره‌اي در آن يكي از جاذبه‌هاي منحصر- بفرد جهان به شمار رفته و همه ساله پذيراي انبوه گردشگران بوده است.

بهره‌برداري از فاز اول هتل صخره‌اي در كندوان، جذبه‌اي دوچندان به اين روستاي تاريخي بخشيده و ايجاد هتل چهار ستاره در آن، امكان رفاهي جديد را به گردشگران مشتاق به بازديد از اين جاذبه گردشگري فراهم كرد.

خانه‌هاي كله‌قندي و صخره‌اي روستاي كندوان با قدمتي 700ساله و چشم‌انداز بي‌بديل خود با ايجاد اين هتل درآن، جلوه‌اي ديگر يافته و گردشگران ترغيب به مسافرت به اين نقطه خوش آب و هوا در دامنه يكي از زيباترين رشته‌كوه‌هاي كشور مي‌شوند.

مطابق مطالب منتشر شده از سوي يونسكو و بنا بر اظهارات كارشناسان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، مشابه روستاي كندوان دردنيا دو محل مسكوني ديگر است كه يكي از آنها در تركيه و ديگري در آمريكا واقع شده است.

بهره برداري از هتل صخره اي ايران در روستاي كندوان به عنوان اقدامي عملي براي توسعه گردشگري فرهنگي و طبيعت ( اكوتوريسم) در آذربايجان شرقي   تلقي مي شود.

اهميت ساخت اين هتل زماني آشكار مي‌شود كه بدانيم به رغم نبود امكانات رفاهي و استراحتي در روستاي كندوان، پارسال  300 هزارگردشگر داخلي و خارجي از اين روستا ديدن كردند.

 

 

   

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٦ - آسمان

دانشمندی از تبار ايران زمين

 

۱۲ شهریور ماه سالروز تولد بزرگ مردي بود كه داستان زندگي اش نموداري از يك پژوهشگر به تمام معناست.
مردی که در تمام حيات مقدسش يك لحظه هم فكر توقف و سكون به ذهنش راه نداد. دانشمندي با خصوصيات ناب ايراني: استعداد , تلاش و پشتكار بي پايان همراه با تعصب ملي.

دكتر محمود حسابي در سال 1281 در تهران متولد شد. در پنج سالگي همراه با خانواده اش عازم بيروت شد. پدرش »مغر السلطنه« كنسول ايران در شامات بود ولي پس از مدت كوتاهي خانواده اش را براي هميشه ترك كرد و به تهران بازگشت. بدين ترتيب دكتر حسابي در غربت, آواره و طرد شده همراه با مادر و برادرش در خانه حاج علي تفرشي نگهبان سفارتخانه ايران در بيروت به سختي روزگار مي گذرانيد. ولي در اين دوران سختي از تحصيل غافل نماند و تحصيلات متوسطه را در كالج آمريكايي و بعد تحصيلات عاليه دانشگاهي را در رشته ادبيات دانشگاه بيروت گذراند. پس از آن به تحصيل در رشته راه و ساختمان, سپس معدن و بعد رياضيات و ستاره شناسي در بيروت پرداخت و در همه اين رشته ها موفق به اخذ مدرك مهندسي شد.
در سال 1305 براي تحصيل حقوق وارد دانشگاه سورين شد و پس از طي دو سال اين رشته به گذراندن رشته پزشكي و ادامه تحصيل در رشته رياضيات و ستاره شناسي و سپس اخذ مدرك مهندسي برق از دانشكده برق پاريس پرداخت. در طي اين مدت از طريق كار در يك دفترخانه اسناد رسمي در بيروت, يك آزمايشگاه بيولوژي و راهسازي براي يك شركت فرانسوي در لبنان, يك بيمارستان و سپس راه آهن برقي در فرانسه زندگي را مي گذراند.
تا اينكه يك روز به اين فكر افتاد كه »چرا شغلهايي كه تاكنون داشته ام باعث رضايت خاطر من نشده اند؟« براي يافتن پاسخ به سراغ استادش دكتر ژانه رفت و دكتر ژانه او را به سمت پرفسور فابري استاد دانشگاه سورين و فيزيكدان معروف راهنمايي كرد. وي پس از پذيرفته شدن در امتحان مربوطه به اين رشته قدم به وادي فيزيك گذاشت و با تلاش زياد پس از سه سال موفق به اخذ دكتراي فيزيك از دانشگاه سورين شد. (در سن 27 سالگي). در همان زمان از ميان پانزده هزار نفر داوطلب بعنوان يكي از پنج نفري كه پاي درس انيشتين مي نشستند انتخاب شد و در پرينستون امريكا با اين مرد بزرگ روبرو شد و يكسال بعد تئوري »تئوري بي نهايتي ذرات« خود را ارائه داد و با راهنمايي انيشتين و تحقيقات در دانشگاه شيكاگو توانست آن را به نظريه اي زيبا و قابل دفاع تبديل كند و اين نظريه را بطور دقيق براي دانشمندان بزرگ ديگري چون بورن, فرمي و شرودينگر شرح داد. و سپس نشان »كوماندور دولا لژيون دونور« را كه بزرگترين نشان علمي دانشگاه فرانسه است دريافت كرد. زمان بازگشت به دانشگاه پرينستون انيشتين او را به جانشيني كرسي خود در اين دانشگاه برگزيد وافتخار بزرگي را نصيب او كرد.
پس از يكسال تحقيقات در اين كرسي و اين دانشگاه به فكر بازگشت به وطن و خدمت به وطن افتاد و پس از سالهاي طولاني قدم به خاك ايران گذاشت. او در ايران با سختي و مشقات فراوان موفق به كارهاي علمي بسيار شد از جمله: تأسيس دارالمعلمين تهران, ساخت اولين راديو در كشور, تأسيس دانشسراي عالي و تدريس فيزيك و مكانيك در آن, ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي, نصب اولين دستگاه راديولوژي (براي برادرش دكتر محمد حسابي), بنيان گذاري فرهنگستان زبان ايران, نقشه برداري و احداث راه آهن تهران شمشك, تأسيس دانشگاه تهران و رياست و تدريس در اين دانشگاه, تأسيس مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشگاه تهران, برپايي اولين رصدخانه نوين در ايران, پايه گذاري مدارس عشايري در كشور, تأسيس انجمن ژئوفيزيك ايران, پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي و تأسيس راكتور اتمي دانشگاه تهران, تأسيس مركز مدرن تعقيب ماهواره در شيراز, تأسيس انجمن فيزيك ايران و....
در تمام مدت خدمت به وطنش از كارهاي علمي چون عضويت در كنگره رياضيات اسلو در نروژ, عضويت در كنفرانس علمي پرينستون, عضويت در هيات تحقيقاتي انستيتو تحقيقات هسته اي شيكاگو, عضويت در آكادمي علوم نيويورك, عضويت در كنفرانس اتمي ژنو, عضويت در انجمن فيزيك اروپا و امريكا و... غافل نبود.
او در سال 68 بعنوان مرد علمي سال جهان انتخاب شد و در سال 71 در حاليكه هنوز صاحب كرسي

و استاد دانشگاه تهران بود در ساعت 30/7 صبح دوازده شهريور در بيمارستان دانشگاه ژنو پس از
يك دوره بيماري در گذشت.

 راهش پر رهرو و روحش شاد!

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٦ - آسمان

ياد آن دوره شيرين زکف رفته بخير

بچگي خوبي داشتم. چه قدر زود گذشت! يه دنياي ساده به شيريني آب نبات پرتقالي و قشنگي نقاشي هاي رنگي دفتر نقاشي ام. با روياهايي كه شايد بزرگ بزرگش رسيدن به اون جعبه مدادرنگي 24 رنگه اي بود كه مامان قول داده بود اگه معدلم 20 بشه برام مي خره.

چندي پيش اي ميلي دريافت كردم با موضوع يادش بخير ! كه منو با خودش برد به دنياي شيرين كودكي و شايد بها نه اي شد براي نوشتن اين پست.

در اين اي ميل تقريباً عكس هايي از تمام كارتون ها و شخصيت هاي محبوب كارتوني كه براي اولين بار در آن دوران ( دهه 60 و اوايل دهه 70) ازتلويزيون ما پخش مي شد وجود داشت.

كارتون هايي مثل سرنديپيتي ، خانواده دكتر ارنست ، پسر شجاع  ،حنا دختري در مزرعه ،بل و سباستين ، قصه هاي كوهستان آلپ ، دختري به نام نل ، رامكال ،چوبين، آرباپاپا، بچه هاي مدرسه والت، باخانمان ، لوك خوش شانس ، فوتباليستها و . . . . . . . . . . . . . .

کارتونهایی که با هدف سرگرم کردن بچه ها ساخته می شدند ولی در لابه لای آنها گهگاه میشد یادآوری نکات انسانی و اخلاقی را مشاهده کرد.

كدوم بچه دهه 60 ايه كه اين كارتونها را به ياد نداشته باشه . من تمام اين كارتون ها را دوست داشتم . يادمه حتي مادربزرگم هم همراه من به تماشاي آنها مي نشست.

داشتم فکر می کردم چراكارتون ها و فيلم هاي انيميشني امروز اين قدر تغيير كردند؟ ديگه از رنگ و بوي كارتون هاي اون دوره خبري نيست . كارتون هايي كه اكثرشون متعلق به يك كمپاني ژاپني به نام (نيپتون) بودند و بازار برنامه هاي كودكان را درشبكه هاي تلويزيوني آن دوره به انحصار خود در آورده بودند.

يعني چه اتفاقي افتاده ! ديگه اين كمپاني و كمپاني هاي مشابه اون انيميشن توليد نمي كنند ؟ يا اين كه اين دست كارتون ها ديگه مثل گذشته مشتري ندارند؟

 

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٦ - آسمان

آن گلی آمد که دنيا را گلستان می کند

همه اعياد مذهبي را دوست دارم ولي نيمه شعبان برام يه چيز ديگه است.

اصلا انگار مردم هم يه جور ديگه خوشحالند. چراغوني خيابونا ، طاق نصرتا ،شربت ، شيريني . . . . . . يه شور و حال وصف نشدني که فقط بايد بري تو دل مردم تا حسش کني.

اين شور و حال با شنيدن مولودي ها و اشعار در وصف امام زمانه که شادي منو کامل ميکنه .

اگر آن ماه نمونه ، رخ خود را بنمونه ، همه بت هاي جهان را، سر جاشون مي نشونه . . .  . . .  . .

گرچه هميشه باشنيدنشون اشک تو چشام حلقه می زنه. که منو ياد انتظاري مي اندازن که هيچ کس نمي داند وقت پايانش را.

آقاجون اين مهموناي دعوت شده به اين جشن تا کي بايد منتظر ديدن صاحب تولد بمونن. تا کي؟

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

میلاد گل نرگس ٬ منجی دو عالم ، صاحب الزمان ، بر عاشقانش مبارک.

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٧ شهریور ،۱۳۸٦ - آسمان

بی وفايی بي وفايی دل من از غصه داغون شده

همیشه وقتی خبر ازدواج یکی از دوستانم را می شنیدم با تمام وجود خوشحال می شدم.

اما جدیدا کنار اون همه شادی یه غم تنهایی هم به سراغم میاد که بدجور به دلم چنگ می زنه. انگار با ازدواج اون دوست ٬ برای همیشه از دستش می دم . و این دلتنگی زمانی بدتر می شه که اون دوست یک دوست صمیمی هم بوده باشه.

همه می دونیم که زندگی متاهلی شرایط خودش را داره و مطمئنا منظور من این نیست که دوستان زمان مجردی مثل گذشته همدیگر رو ببینند و باهم بیرون بروند و. . . . .

اما فکر نمی کنم یک تلفن ساده و پرسیدن احوال دوستان قدیمی انتظار زیادی باشه !

وقتی که می بینی بعد از مدتی از ازدواج دوستت, رابطه تون یک طرفه شده و اگر تماسی هم رد و بدل بشه تنها از جانب توست به بی وفایی روزگار و آدماش بیشتر مطمئن می شی.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٦ - آسمان

تو می توانی برای يک لحظه کاری کنی که.........

حتي خيلي پيش از اين که فيلم (اثر پروانه اي)را ببينم بارها به اين موضوع فکر کردم که در گذشته و در تمام طول زندگي چه تصميماتي گرفتم و چه کارهايي کردم که اگر به نحوه ي ديگري غير از آنچه اتفاق افتادند انجام مي شد سرنوشت من و حتي خيلي از انسانهاي اطرافم تغيير مي کرد.

به عنوان مثال تصميمي که هر فرد در مورد رشته تحصيلي و دانشگاه ( البته بعد از انتخاب رشته و قبولي در گزينه هاي مختلف) مي گيرد و دوستاني که بعد از انتخاب ، در سر راهش قرار مي گيرند و خيلي از اتفاقات ديگري که دراين مسير مي افتد در آينده و سرنوشت انسان کاملا موثرند.

البته اين يک نمونه خيلي روشن بود . هميشه اتفاقاتي که زندگي ما را دستخوش تغييرات بزرگ قرار مي دهند ، واضح و آشکار نيستند.گاهی آنقدر کوچک و بی اهمیت جلوه می کنند که وقتی سررشته ی تحولات بزرگ زندگی را دنبال می کنیم و به آنها می رسیم ٬اصلا باورکردنی نیست!

اگر خيلي بخواهيم در اين مسائل دقيق شويم مي بينيم زندگي خيلي پيچيده است و ما نسبت به هر حرکت ، رفتار و تصميممان مسئوليم.

اينجاست که بايد با دقت و تيز بيني در انتخاب ها و تصميماتمان حساسيت به خرج دهيم.

گرچه عدم آگاهي ما نسبت به آينده و خيلي وقايع پيش بيني نشده اي که در آن اتفاق خواهد افتاد ( بدون اين که در آن دستي داشته باشيم) تنها مسئله ي در پيش روست که راه حلي ندارد جز توکل به خدا.

..................................................

*اثر پروانه اي : گاهي بال زدن يک پروانه در گوشه اي از جهان مي تواند منجر به ايجاد طوفان عظيمي در آن سوي جهان گردد.( اين اثر را در مورد زندگي خودتان تجسم کنيد). اثر پروانه اي يکي از مفاهيم اصلي تئوري پيچيدگي است .

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٦ - آسمان

نيايش

خدایا اندیشه و احساس مرا در سطح پایین مدار ٬ که زرنگی های حقیر و پلید و نکبت بار شبه آدمیان اندک را متوجه شوم  . . . . چه دوست تر دارم بزرگواری گول خور باشم تا همچو اینان کوچکواری گول زن . . . . . . .

دکتر علی شریعتی

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۳٠ امرداد ،۱۳۸٦ - آسمان

قاه قاه بخنديد


انسان خندیدن را دوست دارد. هر انسان بالغ به طور متوسط در روز 17 بار می خندد و همین علاقه انسان به خندیدن است که باعث پدید آمدن جوک و طنز وحتی کمدی شده است

خندیدن برای ما نشاط آور است و به همین خاطر به خندیدن علاقه داریم. اما جالب است بدانید انسان ها تنها موجوداتی هستند که می خندند.

خندیدن مکانیزم پیچیده ای دارد که در عین حال می تواند دوای درد بسیاری از دردها باشد و دانشمندان هنوز هم معتقدند که خنده می تواند در درمان بیماری ها مؤثر باشد.

یکی از محققان تحقیق خود را روی صدای خنده متمرکز کرد و به این نتیجه رسید که همه خنده ها از یکی از صداهای ها-ها-ها یا هو-هو-هو پیروی می کنند و امکان ندارد فردی بتواند با ترکیب این دو صدا بخندد.

 بیشتر محققان معتقدند که خنده باعث ایجاد کشش و رابطه نزدیک میان انسان ها می شود. وقتی شما  با کسی احساس راحتی می کنید با او می خندید و این احساس را نشان می دهید.  

اینکه شما نمی خواهید در یک گروه احساس تنهایی کنید، باعث می شود هنگام خنده با آنان بخندید و آنها را همراهی کنید و به همین دلیل است که خنده را مسری می دانند.

 اگر دقت کرده باشید معمولاً اگر بزرگ خانواده و یا حتی رئیس تان بخندد، شما نیز می خندید و این دقیقاً همان حالتی است که گفته می شود با خنده می توان رفتارهای دیگران و حتی خلقیات آنان را کنترل کرد.

 به طور مثال اگر هنگام خطر شما بخندید و فرد تهدیدکننده نیز بخندد تا حدود زیادی مشکل حل می شود.

 یکی از محققان خنده انسان را با آواز پرنده ها مقایسه می کند و معتقد است که خنده یک عکس العمل طبیعی انسان برای ایجاد رابطه است.

 تحقیقات دیگر نشان می دهد که خنده در زمانی که در یک گروه هستند، 30 برابر زمانی است که شما تنها مثلاً جلوی تلویزیون نشسته اید.

 بر اساس تئوری ناسازگاری انسان زمانی می خندد که چیزهایی را بشنود که از نظر عقلی و اتفاقات روزمره غیر ممکن به نظر برسند.

جوک ها زمانی خنده دارند که ما یک انتظار دیگر از پایان آنها داریم اما به شکلی دیگر ظاهر می شوند. وقتی جوکی  شروع به تعریف می شود، مغز ما ناخودآگاه شروع به پیش بینی آن می کند و وقتی پایان آن کاملاً متفاوت با آن چیزی است که ما تصور می کردیم ،خنده دار به نظر می رسد.

 اکنون ما احساسات جدیدی داریم که تفکرات قبلی ما را نسبت به آن موضوع تغییر داده است.

 تئوری برتری بیان می کند که ما زمانی به یک جوک می خندیم که حماقت اشخاص و نادانی  و اشتباهات آنان بیان شود . این احساس برتری به شخص باعث می شود ما احساس خرسندی کرده و بخندیم.

 تئوری آسودگی  معتقد است انسان می خندد چون احتیاج دارد که بدنش را از تنش های روزانه پاک نماید. زیرا خندیدن می تواند این عصبیت های روزانه را تا حد بسیاری کم نماید. 

 اینکه در کدام کشور و با چه فرهنگی بزرگ شده ایم، نیز فرق می کند. شما معمولاً اگر جوک های کشور های دیگر را بشنوید، کمتر برای تان خنده دار است و این به تفاوت فرهنگ ها بر می گردد. 

 وقتی کسی به شما می گوید که جوک تان اصلا خنده دار نبود هم دو دلیل می تواند داشته باشد یکی احساس منفی که در شخص ایجاد شده و دیگری اینکه آن شخص نکته جوک را نفهمیده و یا برایش جذاب نبوده است.

 همه ما می دانیم که خنده برای بسیاری از دردها درمان است. مهم ترین کاری که خنده برای ما انجام می دهد آن است که به اعصاب ما تعادل داده و همین موضوع خنده هورمونهای استرس را بسیار کم کرده  و باعث می شود که ما کمتر عصبانی شویم و از بالا رفتن فشار خون جلوگیری می نماید.

 از امراض مختلف جلوگیری می نماید. 

 این عمل همچنین باعث بالا رفتن سلول های پروتئین که از بیمار شدن مان جلوگیری می کند، می شود. 

 بیشتر شدن بزاق دهان از ورود بیماری های عفونی از طریق دهان جلوگیری کرده و کمک بزرگی به ما می کند. 

 جالب است بدانید که 100 بار خندیدن برابر 15 دقیقه دوچرخه سواری کردن است، پس خنده می تواند یک ورزش به حساب بیاید. اکسیژن خون بالا رفته  و فشار خون پایین می اید.

 به گفته پزشکان اکثر مردم احساسات منفی خود از قبیل ترس یا نفرت را در خود نگه می دارند و خنده راهی است، برای بیرون ریختن این احساسات و به همین دلیل است که افراد ترس خورده را معمولاً به رفتن سینما برای دیدن فیلم های خنده دار ترغیب می کنند.

 برای بیشتر خندیدن:

 چیزهایی را که برایتان جالب است و شما را می خنداند شناسایی کنید و انها  را بیشتر وارد زندگی خود کنید.

اطراف خود را از ادمهای شاد پر کنید.

خودتان سعی کنید که فرد با مزه تری باشید!! خنداندن اطرافیانتان می تواند برای شما هم مفید باشد. پس از این فرصت استفاده کنید.

منبع: همشهری آن لاین  

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٦ - آسمان

هاي های گريه کنيد

تازگي ها سير گريه كرده ايد؟ شايد لازم باشد اين كار را انجام دهيد، چرا كه گريه كردن براي روح وجسمتان مفيد است.
وقتي كه كوچك بودم و مادربزرگم از دنيا رفت، نمي توانستم بفهمم كه چرا اشكهايم خشك شده بود، اما آن شب، موقع خواب، وقتي پدرم سعي كرد با قلقلك دادن مرا از نگراني در آورد، ناگهان خنده هايم به گريه تبديل شد. ابتدا نگرانم كرد ولي بعد راحت شدم. پس اين كه پژوهشگران عقيده دارند كه گريه كردن و خنديدن از يك قسمت از مغز نشات مي گيرد عجيب نيست. دانشمندان دريافته اند كه گريه كردن هم درست مانند خنديدن فوايد بسياري براي سلامتي دارد: فشار خون را پايين آورده و قدرت مجموعه بدن را افزايش مي دهد. يكي از روان پزشكان كه در اين حوزه مطالعه مي كند، مي گويد: »هر آن چه كه فرد براي ابراز و بيرون ريختن اضطراب و تنش و راحت شدن از دست آن انجام مي دهد، براي سلامت رواني انسان ضروري است.« به نظر مي رسد، گريه كردن بسيار موثر باشد. طي يك بررسي، مشخص شد كه85 درصد از زنان و73 درصد از مردان بعد از گريه كردن احسان بهتري دارند.
اشك ها حتي بيشتر از اين كه برطرف كننده اضطراب باشند ، باعث جلب توجه و كمك اطرافيان مي شوند. پژوهشگران تصديق مي كنند وقتي ما گريه مي كنيم، اطرفيانمان نرم تر شده و عصبانيتشان كمتر مي شود و احتمال برخورداري از حمايت و دلداري از جانب آنان بيشتر خواهد شد. اشك ها افشاگر دنياي درون نيز هستند، گاهي اوقات تا وقتي گريه نكنيم نمي دانيم كه ناراحت هستيم. روانشناس ديگري مي گويد: »ما به وسيله گريه كردن به عواطف خود پي مي بريم، و بعد مي توانيم به اين عواطف بپردازيم».
همان قدر كه گريه كردن مي تواند باعث سلامتي شود،گريه نكردن و نگه داشتن خشم وغصه مي تواند مضر باشد. سركوب كردن احساسات با بالا رفتن فشار خون، عوارض قلبي و سرطان رابطه دارد. بدن ما از نظر ژنتيكي براي گريه كردن برنامه ريزي شده است و انكار اين واقعيت آثار مخربي بر سلامت جسماني ما دارد.
با وجود فوايدي كه گريه كردن دارد، اگر گريه بخشي از زندگي روزمره شود، بايد به يك پزشك يا متخصص مراجعه كنيم، چرا كه مي تواند يكي از علايم اوليه افسردگي باشد.
پزشكان تا به حال گريه كردن را تا بدان حد كه شخص به هق هق بيفتد، توصيه نكرده اند. ميزان گريه ما به عوامل ژنتيكي بستگي دارد.
زنان چهار برابر مردان گريه مي كنند. اما زماني كه حس كرديد مي خواهيد گريه كنيد، با آن مقابله نكنيد، زيرا گريه يك واكنش احساسي، سالم و طبيعي است.
منبع : مجله دانشمند

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٦ - آسمان

کاريکلماتور

آدم ها وقتي به آسمان خوش بين بودند هواپيما ساختند . . . . . . . . .و وقتي بدبين شدند چتر نجات را .

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸٦ - آسمان