آبی مثل آسمان
خداحافظ همين حالا

ذهنم آشفته است. باید به مشغله های ذهنی ام سر و سامان دهم.

به سکوت احتیاج دارم. شاید هم یک سفر به درون خودم.

نمیدونم دوباره کی برخواهم گشت.

با عرض پوزش و تشکر از همراهان وبلاگ (آبی مثل آسمان).

فعلا خداحافظ .

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

فصل دوست داشتنی من پاييز

وقتي برگ هاي خشك پاييزي را زير پاهايت له مي كني ، يادت باشد كه روزي نه چندان دور آنها بی مزد و منت به تو نفس هديه مي كردند.

و من چه ناجوانمردانه دوست مي دارم صداي خش خش برگ ها را وقتي زير سنگيني قدم هايم  ، بي رحمانه خرد مي شوند.

پاييز را دوست دارم

كيمياگري كه طبيعت را طلا مي كند و مرا غرق در لذت تماشاي آن.

پاييز اگر نباشد ، بهارمعنايي نخواهد داشت.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

کيف کفش ساعت ............نشانه شخصيت شماست!

 

حتما توجه كرديد كه برخي افراد خيلي روي ظاهرشون حساسيت دارند ،آن هم حساسيت از نوع  Brand. حاضر هستند بالاترين قيمت هارا بپردازند براي اين كه لباسهايي بپوشند يا كيف و كفشهايي استفاده كنند  كه اصطلاحا ماركدار باشند. چون معتقدند كه اين كار براشون تشخص مي آورد و اين طوري مورد توجه ديگران   قرار مي گيرند.

 

 

البته حق هم دارند . من خودم بارها كساني را ديدم كه طرف مقابلشون را از روي مارك كيف و كفش و عينك دودي........ ارزيابي مي كردند و تنها با نگاه به ظاهر اين افراد قيمت شون ( ببخشيد شخصيت شون) را تخمين مي زدند.

البته من اصلا قصد توهين به كسي را ندارم. بالاخره هر كس برا خودش عقيده اي داره. اصلا يكي پول زياد داره  و دوست داره هر طور كه مي خواد پولشو خرج كنه. از طرفي شيك پوشي و استفاده از لباسهاي ماركدار و گران قيمت هم هيچ منافاتي با شرع و عرف نداره. حتي در روايات آمده كه پيامبر اسلام هم گران ترين كالايي كه خريداري مي كردند مربوط به عطرشون بوده.

 

 

 

 انتقاد من به شخصيت آفريني اين مسئله است.

آخه چطوري كفش و كيف و . . . . . براي آدم شخصيت مي آورند. اينا رو اون كمپاني هايي به خورد من و شما مي دن كه بتونن اجناسشون را به واسطه يك نام يا Brand نه فقط به خاطر كيفيت بلكه با استفاده ازحربه ی تبليغاتي ..... نشانه  شخصيت شماست! به هر قيمتي به فروش برسونند.

اگر قرار باشد كه شخصيت انسان به استفاده از اين اجناس Brand دار باشد پس لابد تمام انسان هايي كه قدرت خريد چنين محصولاتي را ندارند محكوم به بي شخصيتي اند.

 

 

آنچه معرف شخصيت واقعي ماست طرز صحبت کردن ،‌رفتارکردن و به طور کلي نحوه و چگونگي ارتباطات ماست.

شخصیت هم از جمله مواردی است که به واسطه کیفی بودن ماهیتش باپول و مادیات نمیشه براش ارزشی تعیین کرد.

گاهي معيارهاي ما نياز به بازنگري دارند.

 

-------------------

پی نوشت:

عید سعید فطر بر شما مبارک. بهانه های در خونه خدا رفتنمون قبول و مستدام.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

نگاهش

نگاهش کرد ٬ پنداشت دوستش دارد.

نگاهش کرد ٬ در نگاهش هزاران شور عشق را خواند.

نگاهش کرد٬ دل به دلش بست.

نگاهش کرد . . . . . . . . . . . .

اما بعد ها فهميد كه او فقط نگاهش مي كرد.

دوستي داشتم كه اسير همين نگاه شد . يكي دوسال هم با روياهايش زندگي كرد.

اما سرانجام به اين نتيجه رسيد كه علاقه يك طرفه محكوم به فراموشي است.

مراقب نگاه هايمان باشيم .قطعا پيشگيري بهتر از درمان است.

-----------

پي نوشت :

1 –در اينجا منظور من علاقه اي است كه فرد به تنهايي درگير آن مي شود. هر چند آغاز چنين عشق هايي هم هميشه با نگاه نيست. اما نظربازي اولين و ساده ترين در ورودي علاقه است كه چون تضميني براي مشترك بودن ( يا مشترك شدن) آن احساس وجود ندارد  و مشروعيت اش هم جاي بحث دارد لذا به تابلوي ورود ممنوع احتياج پيدا ميكند.

2- گمان نمي برم در دنياي امروز كسي باشد كه بپذيرد مجنون وار غم عشق و بي وفايي ليلي اش را تا آخر عمر بر دوش بكشد و با خاطرش سركند. بياييد روراست باشيم. همه خواهان علاقه دوطرفه اند. پيامد گرفتار شدن به چنين عشقي صرف نظر ازلذت ذهني و خيالي كوتاه مدتش ، افسردگي و ناراحتي روحي طولاني مدت است. مخصوصا براي دخترها كه در اين زمينه آسيب پذير ترند.

3- من مخالف عشق و عاشقي نيستم . بلكه نگاه را راه مناسبي براي ورود( نه تداوم) در اين مقوله نمي بينم و تمام اين حرف ها را هم در مورد عشق زدم نه هوس و هيجاني زودگذر نشات گرفته از شور و حال جواني. اشتباه گرفته نشود.

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

اگر امروز دیروز بود..........

اگر باور کنیم که حتی بهترین تصمیماتی که در زندگیمان می گیریم وابسته به نهایت دانش و تجربیاتی ست که در آن لحظه داشته ایم؛ و اگر همزمان بپذیریم که دانش و تجربه مان در هر لحظه، نسبت به گذشته کاملتر و نسبت به آینده ناقص است، آن وقت اگر به فرض از نتایج تصمیماتی که باب دلمان نبوده ناراحت باشیم، دیگر "پشیمان" نخواهیم بود. چون در آن صورت اگر به گذشته برگردیم و اگر خودمان را همان طوری که بودیم و با همان اطلاعاتی که در آن موقع داشتیم قبول کنیم، باز همان کاری را می کردیم که یک بار کردیم. هزاربار هم برگردیم همان "یک" کار را می کنیم!

ادامه اش را اینجا بخوانید.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

سجده انسان را از بيماری ها حفظ می کند

بر اساس تازه‌ترين پژوهش‌هاي علمي سجده كردن انسان را از بيماري‌هاي روحي، جسمي و هم‌چنين سرطان حفظ مي‌كند.
در دوره حاضر كه انسان از هر جهت در معرض الكترومغناطيس‌ها قرار دارد و هم‌چنين نياز انسان به تخليه اشعه‌هاي زائد وجود دارد، دريافته شده كه تخليه اين اشعه‌ها از طريق سجده كردن صورت مي‌گيرد. 
براساس يافته‌هاي موجود هر اندازه كه محور طولي انسان كاهش يابد ميزان در معرض اشعه‌هاي الكترومغناطيسي قرار گرفتن او نيز كم مي‌شود. 
در زمان سجده كردن هم محور طولي انسان و هم به دنبال آن ميزان تاثيرگذاري الكتريسيته‌ها كم مي‌شود و سپس عمل تخليه از طريق تماس پيشاني با زمين صورت مي‌گيرد، البته در زمان سجده به دليل آنكه ديگر نقاط بدن هم با زمين ارتباط مي‌يابند عمل تخليه آسانتر انجام مي‌شود و انسان از بيماري‌هاي روحي، جسمي و حتي سرطان در امان مي‌ماند. 
شيوه درست تخليه الكتريسيته‌ي بدن به همان شيوه‌اي است كه انسان در زمان نمازگذاردن دارد و به سوي مكه نماز مي‌خواند، چرا كه اين حالت بهترين حالت است و شخص احساس آرامش و راحتي بيشتري خواهد داشت .

-----------------------

پی نوشت :

۱ - مطلب بالا را اینجا خواندم.

۲ - شب های احیا التماس دعا

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۸ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

مردی مثل هيچ کس

پسر دوم خانواده بود. پدرش جوراب بافي داشت. وقتي رفت مدرسه البرزخوب درس مي خواند .ديدند درسش خوب است گفتند نمي خواهد شهريه بدهد.احساس خوبي كرد. چندسال بعد دانشگاه قبول شد ، بعد هم بورس گرفت و رفت آمريكا. فيزيك پلاسما خواند و توي يك آزمايشگاه بزرگ كار گرفت. زندگي نسبتا خوبي داشت.

به خاطر سخنراني ها و فعاليت هاي سياسي ، دولت بورسش را قطع كرد. چه اهميتي داشت؟

انجمن اسلامي راه انداخت و سعي كرد هر كاري از دستش بر مي آيد براي ايران انجام دهد. يك سال شايد بيشترهم فكر كرد ( جاي چي خاليست؟)

تازه با امام موسي صدر آشنا شده بود كه 15 خرداد 42 شد و زدند و مردم را قتل عام كردند. سخنراني سياسي فايده اي نداشت. مي گفت بايد اسلحه دست بگيري و بجنگي ديگر كار با حرف زدن پيش نمي رود.

همه چيز را رها كرد و رفت لبنان . مدرسه جبل عامل جايي بود كه بچه ها شيفته پدرشان بودند چه موقع تمرين هاي نظامي چه موقعي كه مي رفتند و زباله هاي شهر را جمع مي كردند.آنجا بود كه غاده او را ديد ، عاشق مدير مدرسه بود آن قدر كه زندگي پر ناز ونعمتش را رها كرد وآمد در همان مدرسه ٬ بعد هم با هم آمدند ايران.

حمله عراق كه شروع شد هنوز اوضاع كشور آشفته بود. مي گفت بايد جنگ نامنظم را شروع كرد تا نيروهاي سازماني سر و سامان بگيرد.

فرداي روزي كه از پيش امام آمد ، رفت ايلام. بعد از نماز ظهر تير اندازي و پرتاب نارنجك ها را به نيروها ياد داد. كردستان ، پاوه ، غرب ، جنوب فرقي نداشت.جنگ واقعيت بزرگي بود بدون تشكيلات، بدون سلاح، بدون پشتيباني ، بدون غذا و از آن بزرگتر و واقعيتر دكتر و نيروهايش بودند كه كارهاي غير ممكن مي كردند.

 

آن شب آمد پيش غاده و گفت اجازه بدهيد من فردا شهيد شوم. غاده چه بگويد، عاشق مردي بود كه همه عاشقش بودند و حالا آمده بود و گرمتر ازهميشه مي گفت وقت رفتن است.

فردا وقت خداحافظي با همه روبوسي كرد.

توي دهلاويه تند تند يه چيزهايي نوشت تا برسند و وقت رفتن برسد.

مي گويند چمران مثل هيچ كس نبود مثل هيچ كس هم زندگي نكرد.

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٦ - آسمان

عمق فاصله

برج سفيد را مي شناسي؟ همام برج معروف خيابان پاسداران.

رستورانش را چطور؟ تا حالا به آنجا سر زدي.

يه شام رويايي در يك رستوران حسابي دور از زمين، نزديك تر به ستاره ها ، كنار آدم هاي شاد و بي دغدغه بايد خيلي لذت بخش باشه.

البته مطمئنا بايد جيب ها يا حساب بانكي ات پر پول باشد تا بتواني در چني مكاني غذا بخوري.

منوي اين رستوران را در جايي ديدم. برق از سرم پريد.

بد نيست شما هم نگاهي به برخي از غذاها و قيمت هاشون بيندازيد.

خاويار درياي خزر با اردور.............122000 تومان

استيك شتر مرغ.......................18450

بشقاب دريايي..........................21850

لابستر مخصوص........................36500

صدف سبزيجات........................22500

قزل آلا....................................24850

چند روز پيش از شروع ماه مبارك رمضان زني را در خيابان ديدم كه جورا ب فروشي مي كرد. با التماس از مردم مي خواست كه از او جوراب بخرند. شنيدم كه زير لب زمزمه مي كرد : تو رابه خدا بخريد. بچه هام گرسنه اند.

ماه رمضان هم آمد ، ماه خدا، ماه روزه.

اگر از هركدام از ما بپرسندكه براي چي روزه مي گيريد؟ با اطمينان جواب مي ديم : خب معلومه ، براي عبادت ، براي خودسازي.

واكثرا فراموش مي كنيم كه روزه كنار خودسازي يه جور ياد آوري هم هست.

وقتي روزه اي ، موقعي كه گرسنگي بد جور بهت فشار مياره . خودت را در موقعيت اون زني ببين كه گرچه خودش گرسنه است اما بهش اهميت نميده و درد گرسنگي فرزندانشه كه بيشتر از هر چيز اذيتش ميكنه.

شايد روزه بهمون كمك كنه كه فراموش نكنيم ، عمق فاصله اي را كه متاسفانه در جامعه مان روز به روز بيشتر ميشه.

شايد به ياد بياريم ، شايد بفهميم ، شايد حركتي كنيم.........................مخصوصا در اين ماه مبارك.

عباداتتون قبول حق.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٦ - آسمان

قيف و قير



از ابتداي تابستان و زمان انتخاب واحد براي ترم پاييز، چنين مقرٌر كرده بودندكه شروع كلاس هاي درس سال تحصيلي 87-86 بيستم مهر ماه باشد.
اما به دليل عدم آمادگي برخي از دانشگاه ها براي آغاز به كار در تاريخ تعيين شده، شروع سال تحصيلي به رسم هر ساله به همان اول مهر ماه بازگشت.
شيوه اطلاع رساني هم كه عالي بود!
من طي تماسي كه چند روز قبلش با آموزش دانشكده داشتم به طور اتفاقي از موضوع مطلع شدم و به ديگر دوستانم خبر دادم.
نمي دونم بقيه چطور خبردار شدند.
گويا در اين فقره هم قيرش بوده ولي قيفش آماده نبوده ( اشاره به حكايت معروف جهنم ايراني ها )
متا سفانه جاي تعجبي هم ندارد. ديگر عادت كرديم.


پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٦ - آسمان